رفتن به محتوای اصلی
پایگاه اطلاع رسانی تازه‌های انرژی ایران (رسانه سبز)
اخبار و مقالات نفت، گاز، پتروشیمی و حوزه انرژی
اخبار و مقالات نفت، گاز، پتروشیمی و حوزه انرژی
اخبار و مقالات نفت، گاز، پتروشیمی و حوزه انرژی

جبران کم کاری ها در پارس‌جنوبی

سیدعماد حسینی

مهندس سیدعماد حسینی | رئیس هیات‌مدیره هلدینگ انرژی تاپیکو | سردبیر ماهنامه تازه‌های انرژی

درحالی که قطر، ۱۱ سال زودتر از ایران به گاز پارس جنوبی دست یافت و از آنجا که هیچ  قانون و عرف مشخصی نیز در خاورمیانه بر مخازن مشترک حاکم نیست،  هرکه زودتر به ثروت درون مخزن دست یابد، زودتر برده و هرکه بیشتر بردارد، باز هم بیشتر برده و این روند تا جایی می تواند ادامه یابد که مخزن مشترک توسط یکی از شرکا، به تنهایی خالی شود. حکایت میادین مشترک نفت و گاز، حکایت تشتی پُر از طلاست که در دو سوی آن، دو نفر نشسته اند و هرکه بیشتر برداشت کند، ثروتمندتر می شود و هرآنکه کمتر برداشت کند، نصیب کمتری می برد. البته درحالی که شرایط، برابر نباشد و حتی با تحریم و ممنوعیت سرمایه گذاری و نفروختن تجهیزات، دست یکی را بتوان بست و در عین حال، دیگری را رها گذاشت و حتی دست هایی قدرتمند نیز به کمکش فرستاد تا از این گنج مشترک، نصیب بیشتری ببرد، شرایط بسیار متفاوت تر خواهد بود.

 ۱- اردیبهشت ۱۳۹۶ که هم اکنون در روزهای  پایانی آن قرار داریم، چهارمین سالی است که از پایان زمان بندی اعلام شده ازسوی نخستین وزیر نفت دولت دهم برای پروژه های موسوم به ۳۵ماهه می گذرد؛ پروژه هایی که از همان ابتدا هم چرایی تصویب و چگونگی انجام آنها، با امّا و اگرهای  کارشناسی بسیاری همراه بود و بیشتر از آنکه جنبۀ عملیاتی به خود ببیند، بیشتر به توهّهمی می ماند ازسوی میهمانان ناخوانده و تازه وارد به صنعت نفت!

 ۲- مید ان مشترک پارس جنوبی، مرزی ند ارد  و اگر یکی از طرفین اهمال کند ، سهمش توسط د یگری برد اشته خواهد  شد . د ر یک سوی این مید ان عظیم، قطر قرار د ارد با همراهی و پشتیبانی تمام غول های نفت و گاز جهان و د ر سوی د یگرش، ایران با د ستان خالی و توشه ای پر از تحریم، اما کوله باری از عزم ملّی و همت جهاد ی. پیش تر از اینها، اما رهبر معظم انقلاب اهمیت توسعۀ مید ان مشترک پارس جنوبی را بارها گوشزد  کرد ه بود ند  و بعد ها نیز تمام د ولت ها،  توسعۀ این مید ان را د ر د ستور کار خود  قرار د اد ند . د ر این میان، اما طرح ویژۀ د ولت د هم موسوم به پروژه های ۳۵ماهه که قرار بود  تکلیف مید ان گازی پارس جنوبی را د ر ارد یبهشت ۱۳۹۲ و پیش از آغاز به کار د ولت یازد هم، یک بار و برای همیشه روشن کند ، به سرانجام نرسید تا نام برد ن از پارس جنوبی، همچنان قرین اند وه و حسرت ایرانیان باشد.

۳- پایتخت انرژی ایران از همان نخستین روزهای فعالیت د ولت تد بیر و امید، مورد  توجه ویژه رئیس جمهور و وزیر نفت قرار گرفت. نخستین سفر د کتر روحانی به عسلویه، نشان د اد  قرار است برای تحقق وعد ه های نفت و گازی د ولت تد بیر و امید، تحرکاتی ویژه د ر این مید ان مشترک صورت گیرد. برگزاری جلسات ویژۀ هفتگی با حضور وزیر نفت، معاونان و پیمانکاران فازهای منتخب برای نظارت بر روند  توسعۀ این مید ان مشترک نیز نشان از اهمیت ویژۀ آن برای وزارت نفت و پاسخگویی به افکار عمومی ایران د اشت. قطب گازی ایران که برای سالیان سال، شاهد  جولان قطری ها بود و نام برد ن از آن،  همچون زخمی کهنه با د رد و رنج بسیار همراه بود، این روزها اما با افتتاح های غرورانگیز د ر فازهای مختلف و متعد د پارس جنوبی حال و هوای د یگری د ارد. با تد ابیر ویژۀ وزارت نفت و حرکت بر مد ار عقلانیت، مجال یکّه تازی از رقیبِ کوچکِ ایرانِ بزرگ، با هوشمند ی گرفته شد ه است؛ موضوع بسیار مهمی که د ر سخنان رئیس مجلس نیز د ر مراسم افتتاحیۀ بیست و دومین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی به خوبی نمایان بود و حکایت از رضایتمند ی سران نظام و عقلای کشور از عملکرد وزارت نفت د ر د ولت تد بیر و امید د ارد.

۴- د ستاورد های ارزند ۀ اخیر صنعت نفت و جهاد گران نفتی از آن رو اهمیت بیشتری می یابد و د ر آستانۀ رقابت های د اغ و نفس گیر د وازد همین د ورۀ انتخابات ریاست جمهوری،  فارغ از نگاه  های سیاسی و جناحی باید به آن توجه ویژه د اشت که انحراف  از اهد  اف پیش بینی شد  ه و تکالیف صنعت نفت که اتفاقاً د ر اسناد بالاد ستی نظام ازجمله سند چشم اند از ۱۴۰۴ و برنامۀ پنجم توسعه نیز بر آنها تأکید شد ه، می تواند   عاملی باشد   برای تعلل، احساس شکست و عقب ماند  گی د وباره از برنامه های راهبرد ی صنعت نفت و شکست د ر برابر رقبا. نتیجۀ ناخود  آگاه فقد ان چنین رویکرد  و تخریب توانمند ی های متخصصان صنعت نفت، بد  ون ترد  ید   به جای آنکه تسهیلگر خود  بـاوری ایرانیان باشد   و تکـیه بر شعـار غـرورانگـیز «ما می توانیم»، رسید  ن ناخواسته به این نتیجه خواهد   شد   که «انگار ما نمی توانیم» یا «نباید بتوانیم»!

۴۹