رفتن به محتوای اصلی

به بهانه گذشت ۴۱۲ سال از توطئهٔ باروت، یک بار دیگر فیلم ک مثل کین‌خواهی v for vendetta را ببینیم

دیروز مصادف بود با ۴۱۲ مین سالگرد توطئهٔ باروت.

در سال ۱۶۰۵، گای فاکس - نظامی انگلیسی- و هم‌دستان کاتولیک‌اش در نظر داشتند هنگام افتتاح پارلمان توسط شاه جیمز یکم در ۵ نوامبر، ۳۶ بشکهٔ باروت را در سرداب زیر پارلمان منفجر کنند.

با این حال نقشهٔ آنها پیش از انفجار باروت‌ها لو رفت و گای فاکس در شب ۴–۵ نوامبر دستگیر شد. او را زندانی و آنقدر شکنجه کردند تا نام هم‌دستانش را اعتراف نمود. با دستگیری دیگر توطئه‌گران، گای فاکس و هم‌دستانش در ۲۷ ژانویهٔ ۱۶۰۶ از سوی هیأتی ویژه محاکمه و محکوم به مرگ شده و چند روز بعد در ۳۱ ژانویه همان سال در مقابل ساختمان پارلمان اعدام شدند.

بنا بر سنت هر ساله در پنجم نوامبر جشنی در بریتانیا به‌مناسبت خنثی‌شدن این توطئه برگزار می‌شود که شب گای فاکس نام دارد.

البته در سال‌های اخیر، بزرگداشت این مناسبت تغییر ماهیت داده. در پایین عکس‌هایی از تازه‌ترین آیین مردمی بزرگداشت این روز را می‌بینید و همان طور که می‌بینید این روز تبدیل به نمادی برای اعتراض مردم علیه دولت‌ها، نظارت‌های شدید و سیستم سرمایه‌داری شده است:

به بهانه گذشت ۴۱۲ سال از توطئهٔ باروت، یک بار دیگر فیلم ک مثل کین‌خواهی v for vendetta را ببینیم - یک پزشک

به بهانه گذشت ۴۱۲ سال از توطئهٔ باروت، یک بار دیگر فیلم ک مثل کین‌خواهی v for vendetta را ببینیم

  • توسط علیرضا مجیدی
  • ۱۵ آبان ۱۳۹۶
  • ۵

دیروز مصادف بود با ۴۱۲ مین سالگرد توطئهٔ باروت.

در سال ۱۶۰۵، گای فاکس – نظامی انگلیسی- و هم‌دستان کاتولیک‌اش در نظر داشتند هنگام افتتاح پارلمان توسط شاه جیمز یکم در ۵ نوامبر، ۳۶ بشکهٔ باروت را در سرداب زیر پارلمان منفجر کنند.


آگهی متنی میان‌متنی:

با این حال نقشهٔ آنها پیش از انفجار باروت‌ها لو رفت و گای فاکس در شب ۴–۵ نوامبر دستگیر شد. او را زندانی و آنقدر شکنجه کردند تا نام هم‌دستانش را اعتراف نمود. با دستگیری دیگر توطئه‌گران، گای فاکس و هم‌دستانش در ۲۷ ژانویهٔ ۱۶۰۶ از سوی هیأتی ویژه محاکمه و محکوم به مرگ شده و چند روز بعد در ۳۱ ژانویه همان سال در مقابل ساختمان پارلمان اعدام شدند.

بنا بر سنت هر ساله در پنجم نوامبر جشنی در بریتانیا به‌مناسبت خنثی‌شدن این توطئه برگزار می‌شود که شب گای فاکس نام دارد.

البته در سال‌های اخیر، بزرگداشت این مناسبت تغییر ماهیت داده. در پایین عکس‌هایی از تازه‌ترین آیین مردمی بزرگداشت این روز را می‌بینید و همان طور که می‌بینید این روز تبدیل به نمادی برای اعتراض مردم علیه دولت‌ها، نظارت‌های شدید و سیستم سرمایه‌داری شده است:

مینی‌سریال Gunpowder یا باروت بر همین اساس ساخته شده است. سومین و آخرین قسمت سریال هم ۴ نوامبر پخش شد.

گرچه این سریال با امتیاز IMDB خوب یعنی ۷٫۳، سریال کاملا قابل اعتنایی است. اما من در اینجا می‌خواستم پیشنهاد کنم که یک بار دیگر فیلم ک مثل کین‌خواهی یا v for vendetta را ببینیم.

جیمز مک‌تیگو کارگردان این فیلم است. از او شاید تنها یک فیلم قابل اعتنای دیگر به نام کلاغ یا The Raven را سراغ داشته باشم و بی‌شک فیلم ک مثل کین‌خواهی، بهترین و شاخص‌ترین کار اوست.

ناتالی پورتمن و هوگو ویوینگ، هنرپیشه‌های شاخص این فیلم هستند.

یکی از نقدهای جامعی که در مورد فیلم ک مثل کین‌خواهی نوشته شده، به قلم بیژن اشتری است که سال‌ها پیش در مجله دنیای تصویر به چاپ رسیده بود.

در اینجا قسمتی این متن قابل اعتنا را با هم می‌خوانیم:

ک مثل کین خواهی در نوع خود فیلم بحث برانگیزی است. از آن نوع فیلم‌هایی است که ذهن تماشاگر را به چالش می‌کشد. هر کسی می‌تواند برداشت و نظر خاص را در قبال نظرات مطروحه در فیلم داشته باشد، نظراتی مثل این «آزادی مهمتر از امنیت است.» یا «مرگ بهتر از زندگی در اسارت است.» یا «مردم نباید از حکومت بترسند بلکه این حکومت است که باید از مردم بترسد» و … من شخصا نظرات متفاوتی در مورد نقطه نظرهای سیاسی این فیلم دارم، اما درستی یا نادرستی نظرات سیاسی فیلم چندان مهم نیست، مهم چالشی است که در ذهن تماشاگر به وجود می‌آورد. ارزش و اعتبار فیلم عمدتا به واسطه همین قدرت انگیزش‌گری است.

داستان فیلم ک مثل کین‌خواهی در سال ۲۰۲۰ در لندن سپری می‌شود. یک ویروس مرگبار در سراسر جهان شیوع یافته است و اغلب آمریکایی‌ها را کشته است. جنگ‌های داخلی، فقر و شورش سراسر آمریکا را فراگرفته است. اوضاع در انگلیس اندکی آرام‌تر است. یک رهبر فاشیست به اسم آدام ساتلر (جان هرت) یک حکومت توتالیتر در انگلستان برقرار کرده است. او معتقد است که آنچه مردم به آن نیاز دارند، امنیت است نه آزادی.

در این میان، مردی به اسم «وی» V (هوگو ویوینگ) قصد دارد این نظام زورگوی مستبد را به زیر بکشد. «وی» همیشه یک نقاب پلاستیکی بر چهره دارد. این نقاب در واقع تصویری است از چهره «گای فاکس»، مردی که در سال ۱۶۰۵ برای منفجر کردن پارلمان بریتانیا اقدام کرد اما نهایتا موفق به انجام این کار نشد. گای فاکس یک کاتولیک متعصب بود که از حکومت پروتستان‌های انگلیسی نفرت داشت. مردم بریتانیا شب پنجم نوامبر هر سال را با برگزاری آتش‌بازی و سوزاندن آدمک گای فاکس، عدم موفقیت این تروریست قرن هفدهمی را جشن می‌گیرند.

«وی» نیز قصد دارد در عرض یک سال، نظام توتالیتر حاکم بر کشورش را نابود کند. او روز پنجم نوامبر را به عنوان روز آغاز و پایان عملیات یک ساله‌اش انتخاب کرده است. در شب پنجم نوامبر ۲۰۲۰، ایوی (ناتالی پروتمن)، که در ایستگاه تلویزیون دولتی کار می‌کند، بعد از پایان کار روزانه‌ی خود قدم به خیابان می‌گذارد تا به خانه برود. اراذل و اوباش وابسته به حکومت، ایوی را در گوشه‌ی خیابان گیر می‌اندازند. آنها قصد دارند به ایوی تجاوز کنند، اما ناگهان «وی» از راه می‌رسد و ایوی را از دست مهاجمان نجات می دهد.

«وی» سپس از ایوی می‌خواهد که برنامه‌ای را که وی ترتیب‌اش را داده از نزدیک تماشا کند. این برنامه عبارت است از انفجار ساختمان دادگستری بریتانیا، توأم با آتش‌بازی و پخش موسیقی کلاسیک (چایکوفسکی). «وی» به ایوی یادآور می‌شود که در عرض یک سال آینده حکومت را سرنگون خواهد کرد و انفجار ساختمان دادگستری فط آغاز این سلسله عملیات است. نظام بلافاصله به دروغ اعلام می کند که دلیل انفجار ساختمان دادگستری، چیز دیگری بوده است. اما «وی» به زور وارد ایستگاه تلویزیون می‌شود و به مردم اعلام می کند که انفجار ساختمان دادگستری کار خود اوست. رژیم که از این بابت احساس خطر می‌کند تلاش گسترده‌ای را برای شناسایی هویت واقعی «وی»، آغاز می‌کند. «وی» از ایوی می‌خواهد که به او بپیوندد اما ایوی از واکنش جکومت می‌ترسد و …

اگر بتوان ایرادی از فیلم گرفت، تراکم خطوط داستانی آن است. مثلا همه آنچه که به گای فاکس مربوط می‌شود، اندکی زائد به نظر می‌رسد. قطعا اگر از این خشو و زوائد کاسته می‌شد، نتیجه‌ بهتری به دست می‌آمد. اما فیلم از حیث سبک و استیل بصری، فوق‌العاده عالی و تماشایی است.

جیمز مکتیو، کارگردان ک مثل کین‌خواهی، همچنین هرگز اجازه نمی دهد که گام و ضرباهنگ فیلم‌اش کاستی بگیرد. فیلم در تمام لحظات‌اش جذاب و تماشایی است. در اینجا باید به نقش برادران واچوفسکی (سازندگان سری فیلم‌های ماتریکس) نیز اشاره کنم. این دو به عنوان نویسنده فیلمنامه و تهیه‌کننده در تولید فیلم ک مثل کین‌خواهی مشارکت داشته‌اند. تأثیر این دو در فیلم حاضر، افزایش مایه‌ها، یا بهتر بگویم تعبیر و تفسیرهای فلسفی‌ست که می‌توان از این فیلم استنتاج کرد.

ک مثل کین‌خواهی همانند ماتریکس حکایت شورشیانی است که علیه یک سیستم تمامیت‌خواه به پا می‌خیزند. اما تفاوت ک مثل کین‌خواهی با ماتریکس، در اولویت قرار نگرفتن جلوه‌های ویژه است. البته ک مثل کین‌خواهی از جلوه‌های ویژه و اکشن تهی نیست. اتفاقا طراحی صحنه‌های اکشن فیلم، یک امتیاز برای آن به شمار می‌رود. فیلم در همه حال جذاب و تماشایی است. فیلمساز همچنین این فراست را داشته که با اضافه کردن کاراکتر ایوی به داستان، بر مایه‌های انسانی فیلم بیفزاید.

فیلم کم مثل کین‌خواهی، از روی نوولی به قیلم آلن مور (منتشر شده در سال ۱۹۸۳) اقتباس شده است. مور متخصص نگارش نوول‌های گرافیکی (یا نوول‌های مصور) است. فیلم موفق «از جهنم» که درباره جک قصاب است نیز از از روی یکی از نوول‌های مور ساخته شده بود. البته آقای مور به هر سه فیلمی که هالیوود از روی فیلمهایش ساخته، معترض است و اسم خود را از تیتراژ این فیلمها حذف کرده است. احتمالا نویسنده‌ی مشکل‌پسندی است، چون حداقل دو فیلم «از جهنم» و «ک مثل کین‌خواهی» در مجموع آثار موفق و ارزشمندی شده‌اند.

اما ایراد بزرگ فیلم (البته به اعتقاد من)، حمایت ضمنی آن از اقدامات خشونت‌آمیز علیه رژیم‌های تمامیت‌خواه است. فصل پایانی فیلم، گویای اوج این خشونت است. امروزه ثابت شده که بهترین شیوه برای ساقط کردن نظام‌های توتالیتر، مبارزه مسالمت‌آمیز است. حکومت‌های توتالیتر و اقتدارگرا مایل‌اند که مخالفان خود را وارد عرصه‌های خشونت‌آمیز کنند چرا که به این ترتیب همواره دست بالاتر را خواهند داشت. اما اگر مخالفان از خشونت دوری کنند و به روش‌های مبارزاتی آرام روی بیاورند، رژیم قادر به مقابله با آنها نخواهد بود. قدرت مردم تنها در عرضه فعالیت‌های مدنی و صلح‌جویانه، قابلیت شکوفایی و با بار نشستن را دارد اما ک مثل کین‌خواهی این گونه نمی‌اندیشد و در عوض، خشونت را تقدیس می‌کند.

قبلی «
بعدی »

۵ دیدگاه‌ها

  1. فیلم بسیار زیبا و به یاد ماندنی
    از نظر من یه اثر حماسی و کم نظیره
    ….

  2. من اول دوبله فارسی این فیلم رو دیدم
    کلاً داستان یه چیز دیگه است.
    یکی از دلایلی که هیچ وقت سعی می کنم دوبله نگاه نکنم؛ همین فیلم بوده

  3. نتیجه گیری پایانی نقد رو بسیار دوست داشتم.

  4. بعد از سری ماتریکس این فیلم یه شاهکار دیگه از واچوسکی ها بود

  5. این فیلم در نوع خودش بی نظیر هست و یک شاهکار به تمام معناست
    در بخش خود فیلم به عوامل خیلی ظریفی توجه شده مثل طراحی ساختمان , طراحی دکوراسیون ,
    فضاسازی عالی , لباس های خیلی خیلی زیبا , بازی زیبای بازیگرها خصوصا ناتالی پورتمن و همه و همه در کنالر هم این فیلم رو به یک شاهکار بدل کرده
    توصیه میکنم به همه این فیلم زیبا رو ببینید و ممنون از ۱ پزشک که این فیلم رو معرفی دوباره کردید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بنرهای تبلیغاتی