رفتن به محتوای اصلی

داستان کوتاهی از ری برادبری: وضعیت دیگر

وقـتی که خبر را شنیدند از رستوران‌ها و کافه‌ها و هتل‌ها بیرون آمدند، به آسمان چشم دوختند و دسـت‌های سـیاهشان را سـایه‌بان چشمهای سفیدشان کردند. دهانشان بازمانده بود. در هوای داغ ظهر در وسعتی به طول هزاران مایل شهرهای کـوچک قرار داشتند و مردم سیاهپوستشان در حالی که سایه‌هایشان روی زمین بود، ایستاده بودند و [&#۸۲۳۰;]

  1. صفحه اصلی