رفتن به محتوای اصلی

چگونه مرد دوچرخه‌سوار بخشی از تاریخ جنگ شد؟

چشمم به جنازه محمد انصاری افتاد که همراه پسرش بود. روز قبلش به او گفته بودم چرا ماندید شهر؟ گفت: می‌خواستم بروم اما توی کوچه پسرت محمد را دیدم خجالت کشیدم و گفتم انصاف نیست که این بچه ها بمانند و من شهر را ترک کنم. آن روز پدر و پسر را توی آن دو تا قبری که دیروز آماده کرده بودیم، دفن کردیم. ]]>